عباس قديانى

343

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

از اسلام مربوط است . از اوايل فتوح اسلام ، املاك خانوادهء سلطنت ، و املاكى كه مالك آنها گريخته يا در جنگ كشته شده بود ، به خليفه اختصاص پيدا كرد ، و عنوان صوافى يافت . و اين صوافى بعدها ، مخصوصا از عهد بنى اميه و پس از آن ، ملك شخصى خليفه يا اقطاع نزديكان و خويشان آنها شد ، و بعد از آن به موجب رسم و سنت ، اراضى صوافى تعلق به خانواده‌اى يافت كه حكومت و خلافت را در دست داشت . منشأ پيدايش املاك خاصه را در بين مسلمين در همين سنت بايد جست . قبل از صفويه و در دورهء مغول و تاتار ، اين‌گونه املاك خالصه ، از راه غصب و مصادره و انتقال و تصرف عدوانى حكام و سلاطين و ارباب قدرت حاصل مىشده است ( مثلا املاك نازخاتونى ) ، به وسيلهء متصديان مخصوص ضبط و اداره مىشده است ، و عنوان انجو يا اينجو داشته است . در عهد صفويه كه قسمت عمدهء املاك مجاور ولايت اصفهان خالصهء دولتى بوده است ، كار ضبط و ادارهء اين املاك . نظارت نهايى بر آنها بر عهدهء وزير اصفهان بوده ، و مستوفيان و كاركنان اين دستگاه ، چنان كه از تذكرة الملوك برمىآيد ، به رعايت تكثير منافع دولت و سلطان موظف بوده‌اند ، و در باب املاك و خانات خالصه ، مثل املاك وقف عمل مىكرده‌اند . عوايد خالصه نيز اختصاص به مخارج شخصى سلطان داشته است ، و گاه قسمتى از اين املاك نيز ، چنان كه شاردن مىگويد ، به نوكران خاص و مقربان و نزديكان به عنوان تيول واگذار مىشده است ، و مواجب يساولان و عملهء دربار نيز از قسمتى از عوايد اين املاك پرداخت مىشده است . چنان كه از تاريخ عالم‌آراى عباسى بر مىآيد غالب املاك ولايت اصفهان ، به عنوان خالصهء شاه طهماسب ، ملك شخصى پادشاهان صفوى بوده است . بعدها نادر شاه تعداد و مقدار اين املاك مايملك مخالفان و مقصران ، و تصرف و ضبط املاك وقف و حبس ، افزايش داد ، و صورت « رقبات نادرى » در تعيين حدود و عوايد و سوابق خالصجات فعلى بيش و كم هنوز مورد استناد اهل دفتر و ماليات است . عليشاه جانشين او ، به سبب آنكه قسمتى از اين املاك خالصهء نادرى را به صاحبان از اين املاك خالصهء نادرى را به صاحبان سابق يا مدعيان مالكيت آنها بازگردانيد ، به عنوان عادل و عادلشاه موسوم شد . سلاطين قاجاريه نيز ، از طريق مصادره و غصب و تصرف املاك مخالفان و مدعيان خويش ، و از راه انتقال و اخذ املاك وزرا و امرايى كه مورد سخط واقع مىشدند ، بر ميزان خالصجات تا حد زيادى افزودند . در زمان ناصر الدين شاه ، تصدى امور املاك خالصه بر عهدهء يكى از مستوفيان عظام بوده است ، كه عنوان وزير خالصجات داشته است ، و از كسانى كه در آن زمان متصدى اين منصب بوده‌اند ميرزا رضاى صديق الدوله است . همچنين ، املاك خالصهء تهران مستقلا اداره‌اى به همين نام در جزو ادارات خالصهء امين السلطان داشته است . در هرحال ، وسعت املاك خالصه در طى تاريخ ايران با قدرت و ضعف و ظهور و انحطاط سلسله‌ها تفاوت يافته است ، و طبعا مكرر اتفاق افتاده است كه املاك خالصه تبديل به املاك شخصى شده است ، و املاك شخصى ديگرى تبديل به املاك خالصه گشته است . در هرحال ، مقارن اواخر قاجاريه ، قسمت عمدهء خالصجات ايران در ولايات سيستان ، خوزستان ، بلوچستان ، بعضى نواحى مرزى آذربايجان بوده است . در خراسان و كردستان و ساير نواحى نيز كم‌وبيش املاك خالصه بوده است ، كه وسعت چندانى نداشته . مقارن ظهور مشروعيت ، عمدهء خالصجات